خرید بک لینک

چه کنم....

برچسب: هوای,دیدنت, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

دیشب تصویری با مامان اینا حرف زدم . مامان خوشحال بود آخه شنبه محمد (داداش کوچیکه من ) دوره ی آموزشی سربازیش تموم میشه و از کرمان برمیگرده خونه . هنوز معلوم نیست بقیه ی خدمتشو کجا می گذرونه ولی خودش میگه هرجایی بهتر از کرمانه . من که امیدوارم بیاد پیش من . دیگه نمیتونم تنها زندگی کنم . خسته شدم از این حجم دلتنگی . دو روزی هست که درد طاقت فرسای کلیه رو دارم تحمل میکنم . رفتم دکتر گفت هیچی نیست از کم

برچسب: میخوام, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

برچسب: نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

همه چی از اونجا شرو شد که فکر کردم میتونم کل دنیا رو نجات بدم . فکر کردم کافیه اراده کنم اونوقت همه چی خوب میشه . دیگه فقری باقی نمیمونه . دیگه بچه ای بی محبت بزرگ نمیشه . دیگه هیچ کس لازم نیست زجر بکشه . فکر کردم میتونم جلوی ظلم قد علم کنم و بشم قهرمان دنیای مادی . فکر کردم راحته . آسونه . اما حالا می دونم که هیچی اونقدر که تو فکرمون آسونه تو دنیای بیرون آسون نیست . می دونم که کاری از دستم برنمیا

برچسب: قهرمان, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

دورترین نقطه ی پرگار زمین روی دلتنگی من می چرخد به تمنای تماشای رخ ماهت دوست دل من قدم قدم این شهر را می گردد... رها

برچسب: ماتم,خاکستری, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

شاد بودن یه اتفاق نیست ...یه انتخابه !

برچسب: زندگی,تموم,میشه, نویسنده: سجاد پورحسین تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 5:33

صفحه بندی